ایده آلیسم آلمانی و فیشته

درس گفتار هشتم از دوره دکتر جواد طباطبایی

ارائه دهنده دکتر سید جواد طباطبایی   و   موسسه بهاران خرد و اندیشه در دسته بندی  فرهنگ و هنر

درس گفتار هشتم از دوره دکتر جواد طباطبایی

در جلسه هشتم از سری مباحثات درباره‌ی فلسفه «ایده‌آلیسم آلمانی»، استاد طباطبائی به شرح تکوینی آرای یوهان گوتلیب فیشته، دیگر فیلسوف مهم نحله‌ی ایده‌آلیسم آلمانی که پس از کانت نظرات او ادامه دهنده‌ی نحله‌ی فلسفی ذکر شده بود، پرداختند. در بخش اول این نکته مطرح شد که آرای فیشته یکی از مشکل‌ترین فلسفه‌های ممکن است، و در پنجاه سال اخیر فیشته در آلمان و بعد در فرانسه مهم تلقی شده و درس داده می‌شود، در زبان و نوشتار فارسی هم منابع دقیق چندانی وجود ندارد. به طور کل می‌توان فلسفه ایده‌آلیسم آلمانی را به سه دوره تقسیم کرد که آغاز آن با آرای کانت است، سپس فیشته این مسیر را ادامه می‌دهد، و سرانجام هگل ایده‌آلیسم آلمانی را به اوج می‌رساند، البته هر کدام از این سه فیلسوف (کانت، فیشته و هگل) یک فکر (ایده‌آلیسم آلمانی) را به سه صورت بسط دادند؛ و می‌توان بر این پایه گفت ایده‌آلیسم آلمانی بازتاب انقلاب فکری آلمان بود. فیشته بر خلاف کانت و هگل تحصیلات منظم نداشت و علمش را از گوشه و کنار کسب کرده بود، آن چه مسئله درونی فیشته بود و او را آزار می‌داد مقوله‌ی آزادی و درک این مهم بود، و او در آرای کانت و بحث آزادی‌اش هدف و آمال خود را یافت، و در سال 1794 فیشته اولین رساله مهم خود را نوشت. دو رُخداد مهم در آرای فیشته نقش اساسی داشته است، یکی انقلاب فرانسه و دوم مسئله‌ی آزادی‌ای که کانت مطرح می‌کند. فیشته معتقد بود که انقلاب علاوه بر نوع درک خود انقلاب، یک فهم جدیدی هم از انسان به وجود می‌آورد، البته با این که انقلاب ایده‌آل‌هایی با خود می‌آورد ولی تکرار انقلاب عمل بیهوده‌ای است، چون پی‌آمدهای نامعلومی دارد. فیشته در نامه‌ای به کانت می‌گوید که او ذهن انسان را از شیء فی نفسه آزاد کرد و انقلاب فرانسه آزادی‌های حقوق شهروندی را به مردم بازگرداند؛ به عبارتی فیشته ایده‌آلیسم را عبارت از فلسفه‌ی ایده‌ می‌دانست نه شیء، و این نوع اندیشه و نگاه بر خلاف آرای ماتریالیست‌ها است. فیشته در پی رادیکالیزه کردن موضع ایده‌آلیستی کانت است، و کارش را مانند انقلاب فرانسه می‌داند که انسان را از یوغ جهان خارجی (معقول/ (objective آزاد کرده است. فیشته رساله‌ مهمی دارد با نام: «مطالبه‌ی آزادی اندیشه از شهریاران اروپایی که تا کنون آن را سرکوب کرده‌اند» و سال انتشارش را هم این طور با صناعت ایهام مرقوم می‌کند: «در واپسین سال ظلمات قدیم»، و محل چاپش را هم Heliopolis یا آفتاب شهر نوشت. فیشته اعتقاد نداشت که فلسفه وسیله، شیء و یک چیز مرده است، بلکه او معتقد بود تعاطی به فلسفه ممکن نیست مگر این که فرد فیلسوف به دنیا آمده باشد و بعد خود را فیلسوف تربیت کند. در پایان استاد چند جمله مهم فیشته را ترجمه و شرح دادند، از جمله این سخن که: « وجود انسان ملک طِلق انسان است، و ما شهروند یک نظام جهانی هستیم و درون همه‌ی ما یک بارقه‌ای وجود دارد، و هیچ قراردادی نمی‌تواند انسان را به بند بکشد، و وجدان را دولت نمی‌تواند کنترل کند».

درس های این وب‌یاد

11

بخش اول

10

بخش دوم

11

بخش سوم

7

بخش چهارم

11

بخش پنجم

11

بخش ششم

12

بخش هفتم

7

بخش هشتم

10

بخش نهم

4

بخش دهم

لطفا صبر کنید ...

معرفی ارائه کننده

سید جواد طباطبایی
دکتر سید جواد طباطبایی
پژوهشگر فلسفه و تاریخ و سیاست

دکتر سید جواد طباطبایی متولد 1324 در شهر تبریز هستند. ایشان دارای لیسانس حقوق از دانشگاه تهران هستند و در سال 1363 با نوشتن رساله‌ای درباب «تکوین اندیشه سیاسی هگل جوان» با دریافت درجه ممتاز از دانشگاه سوربن فراانسه فارغ التحصیل شدند. هم اکنون عضو هیئت علمی دائره المعارف بزرگ اسلامی هستند. دکتر طباطبایی دارای تالیفات و ترجمه‌های متعدد است. از جمله تالیفات ایشان می‌توان به درآمدی بر تاریخ اندیشه سیاسی در ایران، زوال اندیشه سیاسی در ایران، ابن‌خلدون و علوم اجتماعی، خواجه نظام الملک، تاملی در باره ایران و تاریخ اندیشه سیاسی جدید در اروپا اشاره کرد.

معرفی برگزار کننده

موسسه بهاران خرد و اندیشه
موسسه بهاران خرد و اندیشه
برگزارکننده رویدادهای متعدد در حوزه ادبیات و مطالعات بین رشته ای

موسسه بهاران، موسسه ای خصوصی است که فعالیتش را از سال 1392 شروع کرده است. این موسسه برگزارکننده کارگاه ، نشست و رویدادهای متعددی در حوزه ادبیات و مطالعات بین ارشته ای بوده است. بهاران می کوشد با در اختیار داشتن امکانات بسیار خوبی از قبیل خوانش خانه ساعدی (اولین سالن تخصصی نمایشنامه خوانی) و پلاتو آف (با مساحتی بالغ بر پنجاه متر مربع) و برگزاری رویدادهای متنوعی ازجمله جلسات نقد فیلم و کتاب و ... به کانونی برای تامین برخی نیازهای فرهنگی مخاطبان این حوزه ها بدل شود و با تاکید بر ماهیت بینارشته ای بودن از ادبیات و اندیشه به هنر و سایر رشته های علوم انسانی نقب بزند.

نظرات کاربران